![]() |
Aphrodite goddess
|
![]() |
|
همه اون روزا مي گفتن شباي يلدا بلنده از همون شبي كه رفتي عمريه چله نشينم تو كه رفتي همه روزام مثل شبهاي بلنده تا كجا ادامه داره شباي بلند دوري قرار هر سال يلدا كه هنوز يادت نرفته؟ تو مثل شباي يلدا واسه من بلند تريني! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 5:17 PM توسط ونوس |
|
|
زندگي چون جمله هايي بود بي پايان
سربهاي داغ نقطه اي در انتهاي سطرهايي مختصر بودند قلبها با قلبها نا آشنايي داشت دستها با دستها بيگانه تر بودند در شب طولاني سنگين كورمالان گرچه ياران در سفر بودند سخت از هم بي خبر بودند از دورويي هاي بي پروا وز نگاه سرد گستاخانه بي شرم اين و آن آن و اين در آتش عصيان و خشمي شعله ور بودند ني اميدي بود نه نويدي بود نه به سر شوري نه در دل اشتياقي بود و لبان رازداران در خطر بودند دلهره اندوه نشئه مرفين ذلت بار وفساد و شهوت تند جواني جلوه گر بودند در شبي اينگونه جانفرسا در شبي اين گونه ذلت بار مردم آزاده بيدار چشم بر راه سحربودند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 5:24 PM توسط ونوس |
|
واژة افروديت كه يكي از نامهاي برجسته خدايان مادينه يوناني است بعد از تسلط اسكندر بر ايرانيان و ارتباط فرهنگي و اجتماعي آفروديت يا ونوس- الهه عشق و زيبائي بود كه هم خدايان و آدميان را فريب ميداد. او دوستدار خنديدن بود، هم زيبا ميخنديد. در ايلياد آمده است او دختر زوئوس و ديون Dion يا Dione بوده است، كلمه آفروسAphroe در يونان به معني كف است. اين زايش دريائي نزديك ستيرا تحقق يافت و پس از آن امواج دريا او را به قبرس آوردند، به همين جهت آن دو جزيره را هميشه مقدس ميشمردند. اين الهه افزون بر اسم اصلي اش، ستيريايي يا قبرس هم ناميدهاند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 5:22 PM توسط ونوس |
|
|
صفحه نخست ارتباط با من آرشیو |
| افروديت |
رفيق من سنگ صبور غمهام
به ديدنم بيا كه خيلي تنهام هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم چه دنياي رو به زوالي دارم مجنونم و دل زده از ليليا خيلي دلم گرفته از خيليا |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
|
|