تبليغاتX
الهه ی عشق

كاش آن لحظه كه گفتي دير است از نگاه پر از احساس تو مي فهميدم كه هنوز ، دل تو درگير است

Aphrodite goddess

 
گرما طاقت فرساست. چندين روز است که در سفر هستيد.خسته ايد و آب کم داريدو به همراه خود 5 حيوان داريد.
يک گاو، يک ميمون، يک گوسفند، يک اسب و يک شير.
1-      مقدار محدودي آب برايتان باقي مانده که براي سيراب کردن شما و همه حيوانات کافي نيست. اگر آب تمام شود همگي در بيابان خواهيد مرد ولي اگر بخواهيد جان سالم به در ببريد بايد يکي از حيوانات را رها کنيد و به همراه چهار حيوان باقي مانده به راهتان ادامه دهيد. چه حيواني را انتخاب ميکنيد؟
2-      چهار حيوان برايتان باقي مانده اما انگار از بيابان آتش ميبارد. ذخيره آبتان باز هم کمتر شده و بايد يک حيوان ديگر را رها کنيد. اين بار کدام حيوان را اتخاب ميکنيد؟
3-      سه تا حيوان باقي مانده. گرما همچنان طاقت فرساست و هنوز به واحه اي نرسيده ايد. مجبوريد يک حيوان ديگر را رها کنيد. کدام يکي را انتخاب ميکنيد؟
4-      فقط 2 حيوان مانده. ميتوانيد حاشيه صحرا را ببينيد اما متاسفانه آب براي هر سه باقي نمانده و تنها ميتوانيد يک حيوان را با خود ببريد. اين بار کدام يکي را انتخاب ميکنيد؟
تبريک!بالاخره هر دوتاي شما به سلامت از بيابان بلا بيرون آمديد. 


 


بنا بريک باور ژاپني بيابان نماد سختي هاست و هر کدام از حيوانات هم يکي از جنبه هاي زندگي شما.
شير نماد غرور است.
ميمون نماد محبت.
گوسفند نماد رفاقت.
اسب نماد احساسات.
گاو نماد احتياجات اصلي.
اهميت هر يک از جنبه هاي زندگي شما به ترتيبي که هر حيوان را رها ميکنيد آشکار ميگردد. حيواني که در ابتدا رها کرده ايد کم اهميت ترين جنبه نسبت به ساير جنبه ها در زندگي شماست و حيواني که با خود به مقصد رسانده ايد پر اهميت ترين خصوصيت شما را نشان ميدهد.

                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 7:52 AM  توسط ونوس | 

وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبني بر مميزي شديد و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابيه‌اي بدين شرح صادر نمود:
شاعران، نويسندگان، ناشران و خوانندگان عزيز؛ متاسفانه جريان خزنده‌اي که سالهاست قصد ترويج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبيات کشورمان دارد باعث شده کار مميزي آثار با دقت بيشتري انجام شود. به عنوان مثال به يکي از اشعار مستهجن سالهاي اخير دقت کنيد:

اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟
نه شير داره نه پستون
شيرشو بردن هندستون
يک زن کردي بستون
اسمشو بزار عمقزي / دور کلاش قرمزي
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين

شعر فوق بنابه‌دلايل زير، قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد:
?- عدم رعايت قواعد ادبي: هر انسان بالغي متوجه اين مساله مي‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافيه نيستند و به همين دليل کل شعر زير سوال مي‌رود.
?- ترويج فحشا: واژه توتوله با يک کلمه بسيار زشت هم‌قافيه و هم‌وزن است.
?- وابستگي به اجانب: گاو حسن خواننده را به ياد فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي مي‌اندازد و چون مهرجويي از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهيونيزم است به نظر مي‌رسد که شاعر اين شعر نيز با وي همدست مي‌باشد.
?- بدآموزي: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزي بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نيز تحريک احساسات و عواطف و باقي چيزهاي ملت هميشه در صحنه مي‌شود.
?- نشر اکاذيب: شاعر مي‌گويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف مي‌زند. گاوي که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر مي‌کنند؟
?- بي‌توجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هسته‌اي کشورمان بارها نامردي کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطين و لبنان تقديم کند.
?- اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکي روي آن (عمقزي)، باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملي مي‌شود.
?- تشويق به بي‌حجابي: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب مي‌شود، مصداق ترويج بدحجابي است.
عليرغم تمامي ايرادات وارده، از آنجاييکه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتي اندک! صادر کنيم:

اتل، متل، زباله / گاو قلي باحاله!
هم شير داره هم آستين
شيرشو بردن فلسطين
بگير يک زن راستين
اسمشو بزار حکيمه / چادرشم ضخيمه
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين!

همچنين به اطلاع شاعران و مولفان عزيز مي‌رساند که با دريافت مبلغي مختصر، آثار شما را قابل چاپ مي‌نماييم.
با تشکر: وزارت فرهنگ ‌و ارشاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 7:48 AM  توسط ونوس | 
       

          شيرين و فرهاد 

 مهرورزان زمانهای کهن

  هرگز از خویش نگفتند سخن

  که در آنجا که تویی

  بر نیاید دگر آواز زمن

  ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد

  هر چه میل دل دوست

  بپذیریم به جان

  هر چه جز میل دل او بسپاریم به باد

  آه!

  باز هم این دل سرگشته ی من

  یاد آن قصه ی شیرین افتاد:

  بیستون بود و تمنای دو دوست

  آزمون بود و تماشای دو عشق

  در زمانی که چو کبک

  خنده میزد "شیرین"

  تیشه میزد" فرهاد"

  نه توان گفت به جانبازی فرهاد: ا فسوس!

  نه توان کرد ز بیدردی شیرین فریاد

  کار شیرین به جهان شور بر انگیختن است

  عشق در جان کسی ریختن است

  کار فرهاد بر آوردن میل دل دوست

  خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن

  خواه با کوه در آویختن است

 

  رمز شیرینی این قصه کجاست؟

  که نه تنها شیرین

  بی نهایت زیباست

  آنکه آموخت به ما درس محبت می خواست:

  جان چراغان کنی از عشق کسی

  به امیدش ببری رنج بسی

  تب و تابی بودت هر نفسی

  به وصالی برسی یا نرسی

                                           سینه بی عشق مباد!

                                                                             " فریدون مشيری"  

       شيرين و فرهاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 6:54 AM  توسط ونوس | 

   

@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@..........@@@..........@........... @@@@@@@..@@........@@..................@@@.@@..........@@@................@.....    @@@@@@@......@@@@@......................@@@@............@@@@@@@@@....

 

 

     

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 2:35 PM  توسط ونوس | 

 

بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت
بنشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين
گفتگوي عمرت رو داشتي.

ما واقعاً تا چيزي را از دست نديم، قدرش را نمي‌دونيم،
ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست
نياريم، نمي‌دونيم چيزي را از دست داديم.

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه
اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته
باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه
و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده.

در يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه
كسي را دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر
طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد.

دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال
دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه دنبال كسي برو كه
باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز
تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.

دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ
ميشه كه ميخواي اونو را از رويات بيرون بكشي و توي
دنياي واقعي بغلش كني.

رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري.
چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك
شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.

آرزو مي‌كنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش
باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه
كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به
اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.

هميشه خودتو جاي ديگران بگذار، اگر حس ميكني چيزي
ناراحتت ميكنه، احتمالاً ديگران را آزار ميده.

شادترين افراد لزوماً بهترين چيزها رو ندارن، اونا فقط
از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميبرن.

شادي براي اونايي كه گريه مي‌كنن و يا صدمه مي‌بينن
زنده است. براي اونايي كه دنبالش ميگردن و اونايي كه
امتحانش كردن. چون فقط اينها هستن كه اهميت ديگران رو
تو زندگيشون ميفهمن.

عشق با يك لبخند شروع ميشه، با يك بوسه رشد ميكنه و با
يك اشك تموم ميشه. روشنترين آينده هميشه روي گذشته
فراموش شده، شكل ميگيره. نميشه تا وقتي كه دردها و
رنجها را دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 1:58 PM  توسط ونوس | 
            

            

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 5:4 PM  توسط ونوس | 

 

شعر عِمران صَلاحي كه در طنز هم دست توانايي داره و شعرهاشم از طنز بيگانه نيست اگر چه احساس سرشاري داره . شعريست كه سادگيه دل انگيزي داره اما شاعرانگيش هم اون قدر هست كه آدم از اين شعرها لذت ببره. البته سبك اين شعر در بعضي قسمتهاش شبيه به شعر قاصدك اخوان ثالثه . البته اين نظر شخصيه منه. شعر بادبادك ها شعر قشنگيه مطمئنم شما هم خوشتون مياد

 

 

بادبادك ها

 بادبادك ها تا افق پله پله،

 شب به نرمي گام بر مي داشت

 در كنار پله ها فانوس روشن بود

 بادبادك هاي بازيگوش دم تكان مي دادند.

 باد بادك رفت بالا، قرقره از غصه لاغر شد!

 بادبادك جان چه مي بيني از آن بالا؟

 در ميان جاده ها آيا غباري هست؟

 بر فراز تخته سنگ آيا نشاني از نعل اسب تك سواري هست؟

 بادبادك جان ببين آيا بهاري هست؟

 بادبادك جان ببين آيا جاي پايي سبز خواهد شد؟

 شب سر سفره بغض سنگيني برايم لقمه مي گيرد،

 بادبادك جان ببين پيك اميد آيا

 روي دوشش كوله باري هست؟

 من دلم با خويش مي گويد: آري هست!

 

                                              

  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 4:57 PM  توسط ونوس | 
   

دستانم به تو فکر می کنند!

وقتی که زیر چانه مشت می شوند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 2:28 PM  توسط ونوس | 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 12:59 PM  توسط ونوس | 

 من سرباز نبودم
باد روسری از سرم باز کرده بود

وقتی سینه خیز خودم را
به خاکریز چشمان تو می رکشاندم
و پا برهنه نبودم
اگر بیابان لنگه کفشم را
                               غنیمت نمی گرفت!
جنگی در بین نبود
من پرچمی سفید بودم که با نفس های تو می لرزید
وقتی سرباز پابرهنه در دست های تو به آرامش گهواره می رسید!

 

  

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 1:0 PM  توسط ونوس | 

 

نمی دونم تو خاطرت می مونم یا خاطره میشم!

    

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 6:18 PM  توسط ونوس | 
 
صفحه نخست
ارتباط با من
آرشیو
افروديت
رفيق من سنگ صبور غمهام
به ديدنم بيا كه خيلي تنهام
هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليليا
خيلي دلم گرفته از خيليا

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
دوستان من
۩۞۩.•**.ღبیگانهღ.**•.۩۞۩
ویرانه های دل
واحه
عسل(با هم بخنديم نه به هم)
صدف های عاشق
ندا جون
با خدا باش و پادشاهی کن
Irans - children
هوای سرد
بهترین وبلاگ کسب درآمد
سکوت سرد
عرشان
نوشته هاي محمد گنج
بانوي ارديبهشت
فرشاد 7
همه سخت گیری های من
stars twinkle
محسن
بودنها نبودنها دگرگونيها !
عشق دروغه
devil boy
كبوتر شكسته بال
لاف عاشقي
ناز بانو
پیانویی که پیانیست اش مرده بود
همه چيز تموم
Rapers
بين عشق منوتو فاصله اي نيست
مشکی پوشان عاشق1
عشق و شعر
مشکی پوشان عاشق2
زمزمه ای در تنهايي
انار خیس
ناز انگشتای بارون تو
وفادار دلشكسته
دلتنكي
اي كاش عشق را زبان سخن بود
خورشید بی حجاب
كشكول جواني
مشکی پوشان عاشق3
عشق دو حرفي
كفتر چاهي
رنگ زرد پاییز
زیبا ترین وبلاگ
ساحل شنی
سقوط
عشق پاک من
انسان ساز
عشق
طرفداران شادمهر
دختر آفتاب
مسیحا
غم عشق
بربادرفته
 

 RSS


خلوتگاه یک عاشق